سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

632

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

فصوص الحكم ( در بحث اصول و اخبار ) ؛ اصول مناظره ؛ ابطال ريفورم ؛ فطرت اسلام ؛ غورجياس فن بلاغت ( سرقت شده ) ؛ منطق استقرايى ، ( چاپى ) ؛ راهنماى تندنويسى ، ( چاپى ) ؛ مبادى علم النفس ، ( چاپى ) ؛ ترجمهء آزاد « جوريس پرودنس » ، يعنى كتاب النوامين ؛ ترجمه رساله سقراط كه در ماهنامهء « اشراق » هم چاپ شده است ؛ بيان سقراط : تمدن چيست ؟ در مجلهء « اشراق » چاپ شده جواب رسالهء سقراط : بقاى نفس بعد الموت كه در مجلهء اشراق چاپ شده و تنقيد بر اصول سوفسطايى است ؛ مينو رسالهء سعادت ؛ منطق استقرايى ( اردو ، چاپى ) ؛ ترجمهء مصباح المنطقيه ( چاپى ) ؛ ترجمهء حكمة الاشراق شرح قطب الدّين شيرازى ؛ معاشرتى نفسيات ؛ اخلاق نقوماجس ( علم اخلاق ، ترجمه ، چاپى ) ؛ ترجمهء فيدرلائيس ، ( چاپى ) ؛ كتاب الرؤيا ، برمانيدس ( خطى ) ؛ امرؤجان ادا ، ( چاپى ، ميرزا هادى به وسيلهء همين كتاب شناخته مىشود ) ؛ شريف‌زاده ، ( چاپى ) ؛ ذات شريف ، ( چاپى ) ؛ ديوان غزل ؛ چند مثنوى ( چاپى و خطى ) ؛ مقالات دربارهء مذهب ؛ مصطلحات كيميا ؛ ترجمهء جمهوريت افلاطون ؛ رسالهء اعمال اسطرلاب ( خطى ) . محمد هادى لكنهوى 1291 ه ق / 1874 م 1357 ه ق / 1938 م مولانا سيد محمد هادى بن سيد ابو الحسن ابو در 2 ذيقعدهء 1291 ه ق در لكنهو به دنيا آمد ، وى نوهء ممتاز العلماء مولانا سيد محمد تقى و برادر جوان‌تر سيد باقر طاب ثراه و فردى باذكاوت و پرهيزگار بود . از كودكى به تحصيل علم علاقه داشت و نزد علماى بزرگ زمان خود از جمله پدر و برادر بزرگش درس خواند و بعد از فراغت از تعليمات لازم به نجف اشرف رفت و با عزت و احترام در درس خارج فقه و اصول شركت كرد و مورد احترام استادان خود بود . وى در نزد شيخ الشريعة آقاى شيخ فتح اللّه اصفهانى معروف به آقاى شريعت و آية اللّه سيد محمد كاظم طباطبايى خراسانى به تحصيل علم ادامه داد و بعد از كسب فيض از حضور علما و بزرگان به لكنهو بازگشت و در مدرسهء عاليهء سلطان المدارس به سمت نايب صدر مدرس منصوب شد . وى كتابهاى مهم مانند شرح لمعه ، قوانين ، فصول ، تصريح ( هيئت ) و شرح كبير ، رسائل و اصول كافى را تدريس مىكرد . هنگامى كه سيد باقر به عراق مىرفت ، او را قائم مقام خود ساخت . من او را ملاقات كرده بودم ، قامتى بلند داشت ، عمامه يا كلاه بر سر مىگذاشت و عصا در دست مىگرفت و چهره‌اى زيبا داشت در عين حال باوقار و پرهيزگار بود . به طلاب بسيار احترام